الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
269
الغدير ( فارسي )
كه با روشنگرى خود ، آئين را از رسائى برخوردار گرداند و دروغهاى راست نماى كسانى را كه از كيش خدا برگشتهاند آشكار كرده از ميان بردارد و تاريكى نادانى را با فروغ دانش خود ناچيز نمايد و با تيغ و سر نيزهء خود - همچون زره و سپر - زخمهاى دشمنان كيش را پاسخگو باشد و با دست و زبان خويش ، كژى و كاستى را به راستى و استوارى كشد . و چون خداوندگار - كه خوبىهايش بس شكوهمند است - با بندگان خود به ديدهء مهربانى مىنگرد و بر خود بايسته شناخته كه رگبار نيكوكارى را بر ايشان فرو فرستد و روى آنان را جز به سوى نيكى و رستگارى ندارد ، پس مىبايد براى آنان كسى را برگزيند كه برخاسته و اين گرانبار سنگين را بر دوش كشد و در همهء وظيفهها نمايندهء پيشرو خود كه پيك خدا بود باشد ، و خدا بايد او را از زبان آن پيامبر برانگيخته اش - با سخن و دستورى آشكار - بنمايد و روا نيست كه راه را از راهبر تهى بگذارد و ايشان را به بازيچه رها كند ، نمىبينى كه پسر عمر - عبد اللَّه - به پدرش گفت : مردم مىگويند تو جانشينى براى خود بر نمىگزينى با اينكه اگر تو چوپان يا شترچرانى داشته باشى كه او بيايد و آن چه را زير دستش بوده رها كند مىگوئى كوتاهى كرده و كار را به تباهى كشانده با اينكه سرپرستى براى مردم دشوارتر از سرپرستى شتر و گوسفند است ، اگر خداى بزرگ و گرامى را به گونه اى ديدار كنى كه در ميان بندگانش جانشينى براى خود نگذاشته باشى به او چه خواهى گفت ؟ ( 1 ) و هم عايشه به پسر عمر گفت : پسركم ، درود مرا به عمر برسان و به او بگو پيروان محمد را بى سرپرست مگذار ، براى خود جانشينى در ميان ايشان برگزين و آنان را به گونهء شتران افسار سر خود رها مكن كه به راستى من مىترسم آشوبى
--> ( 1 ) ن - « سنن بيهقى » ج 4 ص 149 - از « صحيح مسلم » - « سيرة عمر » از ابن جوزى ص 190 ، « الرياض النضرة » ج 2 ص 74 ، « حلية الاولياء » ج 1 ص 44 ، « فتح البارى » ج 13 ص 175 - به گزارش از مسلم -